خوش آمدید ، مهمان ! [ ثبت نام | ورود

Premium ITANA Themes

معیارهای گزینش همسر در آموزه‏های اسلامی

دسته‌بندی نشده اردیبهشت ۳۰, ۱۳۹۵

معیارهای گزینش همسر در آموزه‏های اسلامی

مقدمه
یکی از مسائل بسیار مهم و اساسی قبل از ازدواج، در نظر گرفتن معیارهایی برای انتخاب همسر است. به جرأت می‏توان گفت بیشترین مشکلاتی که در زندگی مشترک به وجود می‏آید، این است که زن و مرد، همسر مناسب خود را انتخاب نکرده‏اند و پس از چند سال زندگی متوجه می‏شوند این دو مناسب یکدیگر نبوده‏اند.

تحقیقات نشان می‏دهد عوامل اصلی طلاق عبارتند از: اعتیاد، دخالت اطرافیان، ناسازگاری، مسائل مالی، فقر فرهنگی و شیوه‏های سنتی انتخاب همسر، که بیشتر متکی بر شانس و تصادف است و به جدائی‏ها دامن می‏زند.

انتخاب همسر، سنگ زیربنای یک زندگی موفق است و باید گفت که اکثر شکستها در زندگی مشترک، از بناگذاری نامناسب این سنگ زیرین ناشی می‏شود. این که یک زندگی شیرین پس از مدتی به تلخی و سردی می‏گراید، این دریافت ویرانگر هر یک از زوجین را در متن خود دارد که «ما اصلاً برای هم مناسب نبودیم»، یعنی به این نتیجه می‏رسند که در مرحله «گزینش» اشتباه کرده‏اند.

روانشناسان و متخصصان خانواده معتقدند که هر اندازه زن و مرد قبل از ازدواج، اطلاعات صحیح‏تر و دقیق‏تری نسبت به یکدیگر داشته باشند، بهتر می‏توانند موفقیت و یا شکست زناشویی خود را پیش‏بینی نمایند. بنابراین، این موضوع را نباید ساده انگاشت، بلکه برای آن امر خطیر «انتخاب همسر» لازم است وقت بگذاریم و با دقت و مطالعه کافی، اقدام کنیم. در این راستا روانشناسان و متخصصان خانواده، ناصحان خیراندیش که راهنمایی نسل جوان را وظیفه خود می‏دانند و برای رهایی دختران و پسران جوان از یک زندگی سرد و بی‏روح و یا یک جدایی اجتناب‏ناپذیر، دل می‏سوزانند، آنان را به ریشه‏های مشکلات احتمالی توجه داده‏اند و از این طریق سعی کرده‏اند که اشتباهات را به حداقل ممکن کاهش دهند.

یکی از مهمترین این موارد «انتخاب مناسب همسر» است. قبل از هر چیزی لازم است همسری را که برای زندگی آینده انتخاب می‏کنیم به خوبی بشناسیم. اگر این انتخاب درست و هشیارانه صورت بگیرد، مشکلات بعدی که خواه‏ناخواه در هر زندگی به وجود خواهد آمد، با درایت و گذشت برطرف می‏شود؛ زیرا در صورت انتخاب صحیح، زندگی مشترک بر این باور عمیق تکیه خواهد داشت که «اصل تصمیم در مورد شروع زندگی مشترک و انتخاب همسر، درست بوده است» یعنی پشتوانه زندگی، یک تصمیم درست و منطقی و یک انتخاب آگاهانه بوده است و ستون محکم این زندگی هرگز فرو نخواهد ریخت.

به هر حال، باید توجه داشت که انتخاب همسر، غیر از انتخاب لباس و یا گزینش نوکر و کلفت است؛ زیرا، شخص با انتخاب همسر می‏خواهد شریکی در زندگی خانوادگی برای خود برگزیند؛ شریکی که تا پایان عمر همراه و همراز او باشد و از مصاحبت با او لذت ببرد. می‏خواهد او را شریک مال و زندگی خود و مهم‏تر از همه، محرم اسرار خویش نماید. از این‏رو، عقل سلیم حکم می‏کند که انسان باید درباره همسر آینده‏اش تحقیق کند و از هرگونه عجله‏کاری و اغماض در جوانب قضیه بپرهیزد، ویژگی‏های اخلاقی و روحی همسر مورد انتخاب را بشناسد و بنگرد که چه کسی را برای همسری برمی‏گزیند. ازاین‏رو، مرحله بررسی و شناخت جهت گزینش همسر، اهمیت بسزایی در زندگی انسان دارد؛ زیرا، تجربه نشان داده که بیشتر اختلافات خانواده‏ها و طلاقها و از هم‏پاشیدگی‏ها، منشأ آن شتابزدگی در انتخاب همسر بوده است. بنابراین، پیشوایان معصوم (ع) درباره این امر خطیر و سرنوشت‏ساز دستور داده‏اند که هنگام انتخاب همسر، ابتدا وضو بگیرید و دو رکعت نماز بجای آورید و آن‏گاه از خداوند مهربان درخواست نمایید که همسری شایسته که از لحاظ اخلاق و پاکدامنی و نگه‏داری مال و آبروی شوهر و زیبایی و فرزندآوری سرآمد زنان است، نصیب شما گرداند و سپس به سراغ انتخاب همسر بروید.

این دستور معصوم (ع) بیانگر این است که فکر و اندیشه انسان به تنهایی کافی نیست، بلکه باید در این امر مهم به حق تعالی پناه برد و از او استمداد نمود.

شریعت اسلام برای گزینش همسر معیارها و ضوابطی را معین کرده است که زن و مرد (جوانان) در انتخاب همسر باید آن معیارها را مراعات نمایند. در این نوشتار مختصر سعی شده، اصولی‏ترین معیارها و ملاکهای انتخاب همسر شایسته، به جوانان عزیز معرفی شود تا به گونه‏ای همسر برگزینند که با یکدیگر «همتا» و «متناسب» باشند، تا در زندگی مشترک، روابط فی ما بین همسران بهتر، سالم‏تر، پرجاذبه‏تر، شیرین‏تر و با صفاتر گردد. بزرگان و رهبران دینی ما، صاحبنظران، روانشناسان، متخصصان خانواده، شرایط و ملاکها و ویژگی‏هایی را برای ازدواج موفق توصیه می‏کنند. این توصیه‏ها را می‏توان به دو دسته تقسیم کرد.

شرایط و ویژگی‏های فردی
مهم‏ترین مسائلی که در ازدواج مطرح می‏شود، زمان و سن مناسب و میزان رشد فرد برای ازدواج است. در این‏باره، سه شرط اساسی را به اختصار می‏توان نام برد:

شرط اول: بلوغ جسمانی، روانی، عاطفی، اجتماعی، اخلاقی، اقتصادی، ذهنی، فرهنگی و آرمانی.

شرط دوم: داشتن هدف و انگیزه برای ازدواج.

شرط سوم: داشتن اطلاعات لازم در مورد انتظارات، تکالیف و وظایف در زندگی زناشویی.

 

مبحث اصلی :

معیارها و ملاکهای انتخاب همسر

۱ـ ایمان و تقوی (کفو بودن)
بدون شک پایبندی به ارزشهای اسلامی، یکی از عوامل مهم خوشبختی در زندگی زناشویی است. ایمان به عنوان یک عامل درونی، افراد را از ارتکاب به اعمال خلافِ انسانی باز می‏دارد. افزون بر این زن و مرد با ایمان و تقوی، از هر جهت برای تربیت فرزندان صالح، شایسته‏ترند.

بی‏گمان از مهم‏ترین عوامل پیوند پایدار و ازدواج موفق و زندگی آرام، هم‏شأن بودن زن و مرد است. اسلام به هم‏شأن بودن زوجین در امر خطیر ازدواج تأکید فراوان کرده و با واژه «کفو» از آن یاد کرده است؛ «کفو» در لغت به معنای شبیه و مانند است، در مسئله ازدواج تا حدّی باید از نظر ظاهر و باطن بین زن و مرد شباهت وجود داشته باشد.

مهمترین مرحله شباهت، باید در چهره دینداری جلوه کند به این معنا که به فرهنگ پاک حق، مؤمن هم کفو مؤمنه، و دیندار شبیه و مانند دیندار است.چنان که قرآن کریم می‏فرماید: «الخَْبِیثات لِلْخَبِیثِینَ وَ الْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثاتِ وَ الطیِّبات لِلطیِّبِینَ وَ الطیِّبُونَ لِلطیِّباتِ…؛

زنان خبیث و ناپاک از آن مردان خبیث و ناپاکند! و مردان ناپاک نیز تعلق به زنان ناپاک دارند…» .

در این که مراد از «خبیثات» و «خبیثین» و نیز «طیبات» و «طیبین» در این آیه شریفه چه کسانی هستند، بین مفسران اختلاف است:

۱ـ گاه گفته شده منظور سخنان ناپاک و تهمت و افترا و دروغ است که تعلق به افراد آلوده دارد و به عکس سخنان پاک از آن مردان پاک و با تقوا است ، و » از کوزه همان برون تراود که در او است. «

۲ـ همچنین گفته می‏شود «خبیثات» به معنی «سیئات» و مطلق اعمال بد و کارهای ناپسند است که برنامه مردان ناپاک است و به عکس «حسنات» تعلق به پاکان دارد.

«خبیثات» و «خبیثون» اشاره به زنان و مردان آلوده دامان است ، به عکس «طیبات» و «طیبون» که به زنان و مردان پاکدامن اشاره می‏کند و ظاهرا منظور از این آیه شریفه همین است؛ زیرا قرائنی در دست است که معنی اخیر را تأیید می‏کند:

الف) این آیات به دنبال آیات «افک» و همچنین آیه «الزانی لا ینکح الا زانیه او مشرکه والزانیه لا ینکحها الاّ زان او مشرک و حرّم ذلک علی المؤ منین»  آمده و این تفسیر هماهنگ با مفهوم آن آیات است.

ب) جمله «اولئک مبرئون مما یقولون» در پایان آیه، آنها (زنان و مردان پاکدامن) از نسبتهای ناروائی که به آنان داده می‏شود، منزه و پاکند، قرینه دیگری بر این تفسیر می‏باشد.

ج) افزون بر اینها، در روایتی از امام باقر(ع) و امام صادق (ع) نقل شده که این آیه همانند: «الزانی لا ینکح الا زانیه اومشرکه» است؛ زیرا گروهی بودند که تصمیم گرفتند با زنان آلوده ازدواج کنند، خداوند آنها را از این کار نهی کرد، و این عمل را ناپسند شمرد.

د) در روایات کتاب نکاح نیز می‏خوانیم که یاران ائمه (ع) گاه سؤال از ازدواج با زنان «خبیثه» می‏کردند که با جواب منفی روبه‏رو می‏شدند، این بیانگر این است که «خبیثه» اشاره به زنان ناپاک است.

همچنین در آیه‏ای دیگر می‏فرماید: «فَانْکِحُوا ماطابَ لَکُمْ مِنَ النِّساءِ؛

پس با زنان پاک ازدواج کنید.

این پاکی در زنان و مردان در مرحله اول پاکی و پاکیزگی باطن است، که عبارت از ایمان به خدا و قیامت و نبوت و قرآن و ملائکه و متخلّق بودن به اخلاق الهی است.

بنابراین، مرد مسلمان و مؤمن حق ازدواج با زنان غیرمسلمان و غیرمؤمنه را ندارد، و اگر این ازدواج انجام بگیرد، باطل است و فرزندان آنان بدون شک زاده زنا هستند، و همچنین زن مؤمنه حق ندارد با انسان غیرمؤمن ازدواج کند، زیرا از نظر شرعی این ازدواج باطل و حرام و فرزندان آنان زاده حرامند.

مؤمن و مؤمنه هم‏کفو غیرمؤمن و غیرمؤمنه نیستند، که اگر این ازدواج باطل صورت بگیرد دری از عذاب قیامت بر روی هر دو باز شده!!

قرآن‏کریم از ازدواج انسان پاک، یعنی انسان مؤمن با انسان ناپاک به شدت منع کرده است: «و لا تنکحوا المشرکات حتّی یؤمنَّ و لامه مؤمنه خیر من مشرکه و لو اعجبتکم و لا تنکحوا المشرکین حتّی یؤمنوا و لعبد مؤمن خیر من مشرک ولو اعجبکم اولئک یدعون الی النّار و الله یدعوا الی الجَّنه و المغفره باذنه ویبیِّن آیاته للناس لعلَّهم یتذکَّرون؛   با زنان مشرک تا ایمان نیاورده‏اند ازدواج نکنید، کنیزان با ایمان از زن آزاد مشرکه بهتر است، اگرچه زیبائی یا ثروت او شما را به شگفتی اندازد.

و زنان خود را نیز به مردان مشرک مادامی که ایمان نیاورده‏اند، ندهید هر چند ناچار شوید آنها رابه همسری غلامان (بنده) با ایمان درآورید، زیرا، یک غلام با ایمان از یک مرد آزاد مشرک بهتر است، هر چند، مال و موقعیت و زیبایی او، شما را شگفت‏زده کند. مشرکان دعوت به آتش می‏کنند، و خدا دعوت به بهشت و آمرزش به فرمان خود می‏نماید، و آیات خود را برای مردم بیان می‏کند شاید اهل تفکّر و اندیشه شوند.

بنابراین زن با ایمان با مردی که اهل حق و حقیقت نیست، و در لجنزار انکار واقعیات دست و پا می‏زند، نباید ازدواج کند. والدین توجه داشته باشند که برای جوان پاک و مؤمن خود، دختری را که منکر اصول الهی است به همسری انتخاب نکنند که شرط اول در صحت ازدواج ایمان زوجین است تا دو نور و دو پاک و دو پاکیزه و دو مؤمن به هم برسند، و از به هم رسیدن آنان ثمرات شایسته و پاک که همان فرزندان صالحند به وجود آیند.

تصور نشود که زیبائی و مال و موقعیّت در مردی که ایمان ندارد، و در زنی که آراسته به حقیقت نیست، موجب سعادت و سلامت و نشاط و دوام در زندگی است. البته بر خانواده‏ها لازم است در مسئله هم‏کفو بودن، سختگیری نکنند، وقتی پسر و دختر از نظر اعتقاد و اخلاق و عمل اسلامی، و از نظر قیافه و هیکل ظاهر نزدیک به هم باشند، این دو از نظر شرع مقدس هم‏کفو و شبیه و همانند یکدیگرند، و در ازدواج آنان رحمت و برکت حق تجلّی خواهد کرد.

درباره مسئله «کفو و همتا» بودن در منابع روایی، روایات فراوانی وجود دارد که به جهت اختصار به ذکر چند روایت بسنده می‏کنیم:

رسول اکرم (ص) می‏فرماید: «اِذا جائَکُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ دینَهُ وَ اَمانَتَهُ یَخْطُبُ اِلَیْکُمْ فَزَوِّجُوهُ اِنْ لا تَفْعَلُوهُ تَکُنْ فِتْنَهٌ فِی الاَْرْضِ وَ فَسادٌ کَبیرٌ»  کسی که برای خواستگاری نزد شما آمد و نسبت به دین و امین بودن وی رضایت داشتید، حتما زمینه این ازدواج را فراهم نمائید، که منع ازدواج کفو با کفو از جانب شما زمینه‏ساز فتنه در روی زمین و فساد بزرگ است.

آری، سخت‏گیری در ازدواج، و ایجاد موانع، و تکیه بر عادات و رسوم غلط، و پیگیری شرایط سخت، و طلب جمال و ثروت و مقام، از طرف خانواده‏ها برای پسران و دختران خود، علت ازدیاد استمناء، لواط، زنا، فشارهای عصبی، و بیماریهای روانی در دختران و پسران است، و این همه فتنه و فساد، عواقب و توابعش در دنیا و آخرت گریبانگیر آن پدران و مادران و اقوام و خانواده‏هائی است که در مسئله ازدواج سخت‏گیری می‏کنند.

«جُوَیْبِر» مردی است که از یمامه به مدینه آمده و مسلمان شده بود. او مؤمنی متعهد، ولی در عین حال سیاه پوست، کوتاه قد، مستمند و بی‏خانمان بود. روزی پیامبر(ص) به او فرمود: «چرا ازدواج نمی‏کنی؟» عرض کرد: «چه کسی به این بینوا زن می‏دهد؟» فرمود: «اسلام، هر خوار و ذلیلی را عزیز کرده است.» نزد «زیاد بن لُبَیْد» که از اشراف انصار است، برو و دخترش را خواستگاری کن. جویبر نزد زیاد آمد و از قول آن حضرت دختر او را خواستگاری کرد. زیاد گفت: «ما دختران خود را فقط به همردیفان خود از انصار می‏دهیم و با آنها وصلت می‏کنیم». جویبر، نزد پیامبر(ص) آمد و جریان را عرض کرد؛ آن‏گاه حضرت به «زیاد» فرمود: «ای زیاد! جویبر مؤمن است و هر مرد مؤمنی، کُفو زن مؤمنه و هر مرد مسلمانی کُفو زن مسلمان است.»

ایمان و تقوا در پسر و دختر مایه هم‏کفویست، و بر پدران و مادران و خانواده‏ها واجب اخلاقی است، هر چه زودتر و سریعتر و با آسان‏گیری کامل و پرهیز از شرایط غیرالهی و سنن غیراخلاقی زمینه ازدواج دو هم‏کفو را فراهم آورند، تا رضا و خوشنودی و رحمت و لطف حق را نسبت به خود جلب کنند.

امام باقر (ع) می‏فرماید: «ما مِنْ رُزْءَه أَشَدَّ عَلی عَبْد اَنْ یَأْتِیَهُ اِبْنُ اَخیهِ فَیَقُولَ زَوِّجْنی فَیَقُولَ لا اَفْعَلُ أَنَا أَغْنی مِنْک»  مصیبتی از این شدیدتر نیست که جوان مؤمنی دختر برادر مؤمنش را خواستگاری کند، و پدر دختر پاسخ دهد، من از این ازدواج عذر می‏خواهم، زیرا تو از نظر مالی در رتبه من نیستی!

در مسئله ازدواج عصبیّت قومی، شهری، قبیله‏ای نباید لحاظ شود، زیرا این‏گونه تعصّبات در آئین الهی مردود شناخته شده و باطل اعلام شده است.

فقر و غنا، این شهر و آن شهر، این قبیله و آن قبیله را ملاک ازدواج قرار ندهید، مردان و زنان همه و همه دختران و پسران یک پدر و مادرند، و برای هیچ یک بر دیگری، جز به تقوا و پرهیزکاری امتیاز نیست.۹بنابراین، باید توجه داشت که مراد از کفو بودن زوجین، هم‏سطح بودن در مسائل اقتصادی نیست، بلکه مقصود همسویی بینشها و باورهای دینی و پایبندی عملی آنان به ارزشها و معارف الهی است؛ و گرنه شخص همین که بتواند مخارج زن و فرزندش را بپردازد و از نظر دینی باهم، هم‏عقیده باشند، کفوند. لزومی ندارد که اگر زن ثروتمند است، مرد نیز حتما ثروتمند باشد؛ از همین‏روست که امام صادق (ع) فرمود: «الکفو ان یکون عفیفا و عنده یسار»  شرط کفو بودن این است که عفیف باشد و بتواند مخارج اهلش را بپردازد. بر همین اساس، پسران و دختران خداباور و پاک اندیش در آرزوی داشتن همسری مؤمن و نیک سیرت و عامل به ارزشهای قرآنی هستند. چنین گرایشی در امر ازدواج، برخاسته از نهاد پاک و فطرت کمال‏جوی انسان است و خداوند متعال بهترین ازدواج را وصلت پاکان و متقیان با یکدیگر می‏داند. پیامبر اکرم(ص) دراین‏باره می‏فرماید: «مَن تَزَوَّجَها لِدینِها جَمَعَ اللّه لَه ذلک»  کسی که به خاطر دین و ایمان زنی، با او ازدواج کند، خداوند نیز دنیایش را برای او فراهم می‏کند.

در روایت آمده که فردی به امام حسن(ع) عرض کرد: دختری دارم، می‏خواهم بپرسم که، او را به ازدواج چه کسی درآورم؟ حضرت فرمود: «زوجها من رجل تقی، فانه ان احبها اکرمها، و ان ابغضها لم یظلمها» برای همسری دخترت مردی باتقوا و مؤمن انتخاب کن؛ زیرا اگر او را دوست بدارد، اکرامش می‏کند و اگر از او خوشش نیاید، به وی ستم روانمی‏دارد.

به یقین اگر پدر آینده برای هر خانواده که به عنوان مدیر خانواده محسوب می‏شود، فردی با ایمان و صالح باشد، همسر و سایر اعضای خانواده را در پرتو مهر و محبت که ریشه در ایمان او دارد قرار داده و در اثر شایستگی‏های معنوی خویش، کانون خانواده را به محیطی أمن و باصفا تبدیل نموده و زمینه رشد و تربیت فرزندانی با ایمان و مسئولیت‏پذیر را فراهم خواهد.

عفت و پاکدامنی، امانتداری، وفای به عهد، تقیّد به امر به معروف و نهی از منکر، رعایت حقوق دیگران، اجتناب از ظلم و تعدّی، حجاب و دوری از نامحرم، نجابت و حیا از جمله صفاتی است که می‏تواند دلیل روشنی بر ایمان و تقوای هر شخص باشد.

نکته شایان توجه این است که اگر می‏بینیم اولیاء الهی دستور داده‏اند که با متدینین و معتقدین به خدا ازدواج کنید  و یا در آیات و روایات اسلامی از ازدواج با کفار حربی چه به صورت دائم و چه به صورت موقت نهی شده است و از ازدواج با کفار اهل کتاب به طور دائم ممنوع گردیده است، همه این تأکیدات و توصیه‏ها و فرامین به خاطر همین مسئله اعتقادی و کفو بودن زن و شوهر است زیرا دین، اصول زندگی و اخلاق، رکن بهزیستی است.

به هر حال، زن و مرد با ایمان و تقوا، شایسته یکدیگرند و در صورت ازدواج، سعادتمند خواهند شد.

ازدواج شایسته هماره مایه آرامش روح و روان و آسایش جسم و جان است. قرآن‏کریم می‏فرماید: «وَ مِنْ آیاتِهِ اَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجا لِتَسْکُنُوا اِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَرَحْمَهً اِنَّ فی ذلِکَ لآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون»   و از نشانه‏های اوست که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در

کنار آنان آرامش یابید و میان شما دوستی و مهربانی قرار داد؛ همانا در این کار، نشانه‏هایی است برای گروهی که تفکّر می‏کنند.

اگر مرد و زنی که هم‏شأن نیستند، اقدام به ازدواج نمایند، نگرانی‏ها و ناراحتی‏ها و اختلافات فراوانی در زندگی خانوادگی دامنگیر آنان خواهد شد. مگر این که یکی همرنگ دیگری شود و با بی‏اعتنایی به معیارهای اصولی، بنیان خانواده را بنا کنند، که البته چنین زندگی‏ای همانند ساختمانی است که پایه آن را کج بنا نهاده‏اند و هرلحظه احتمال ریزش دارد. افزون بر اینها، دو همسر می‏خواهند یک عمر با هم زندگی کنند، و در همه فراز و نشیبهای زندگی یار و غمخوار یکدیگر باشند. ازاین‏رو، تحت تأثیر افکار و عقاید یکدیگر قرار خواهند گرفت و روحیات پسندیده و یا ناپسندشان به یکدیگر منتقل می‏شود. همسر دیندار سعی می‏کند همسرش را به عمل صالح و خداباوری و خدا ترسی، تقوا، اخلاق نیک و ترک گناه تشویق و ترغیب کند و از نافرمانی و سهل‏انگاری در دستورات و احکام خدا باز دارد؛ او را به انجام مقررات و آداب و رسوم مثبت اجتماعی تشویق و از خرافه‏پرستی و موهومات باز دارد؛ مال، آبرو و حرمت یکدیگر را حفظ کنند؛ اما همسر بی‏دین، چه بسا زن یا شوهر را با محبت کاذب، تفریح، مجالس مهمانی و شب‏نشینی‏ها و یا حتی اجبار و تهدید، منحرف کرده و از او فردی بی‏قید و لاابالی می‏سازد و از آنجا که زن و مرد تحت تأثیر محبتهای یکدیگرند و به خاطر رضامندی همدیگر سعی در جلب رضایت و تشدید وابستگی و دلبستگی، به خود دارند، چنین تحولات و تأثیراتی به دور از انتظار نیست.

۲ـ اصالت و نجابت خانوادگی
خانه و خانواده، نخستین محیط اجتماعی است که کودک را تحت سرپرستی و حضانت قرار می‏دهد. ازاین‏رو، بیش از سایر محیطهای اجتماعی، در رشد و تکامل فرد تأثیر دارد و کودک پیش از آن‏که از اوضاع اجتماعی خارج متأثر گردد، تحت تأثیر خانواده قرار می‏گیرد.

آغاز بیشتر عادتها و نظریات فرد از خانه شروع می‏شود که یک نظر اجمالی به این عادات و نظریات، اهمیت تأثیر خانواده را بسی روشن خواهد ساخت. عادتهایی از قبیل: طرز غذا خوردن، سخن‏گفتن، راه رفتن، روشهای عادی،

رفتار با دیگران، همچنین نظر فرد نسبت به حقوق دیگران و … همه را شخص از محیط خانه و خانواده کسب می‏کند.

اصالت و شرافت خانوادگی زن و مرد، یکی از اساسی‏ترین ملاکهای ازدواج، به ویژه در جوامع اسلامی است. کلمه اصالت از اصل گرفته شده و اصل به معنای ریشه آمده است. یعنی زن و مرد از خانواده‏هایی باشند که دارای اصل و ریشه‏اند.

شناخت خصوصیات و وضعیت تربیتی و فرهنگی خانواده همسر آینده، در ایجاد تفاهم بین زوجین در زندگی، نقش اساسی را ایفا می‏کند و می‏تواند ملاک قابل اعتمادی برای چگونگی‏تربیت فرزندان و ارتباطات متقابل در زندگی زناشویی‏تلقی‏شود.

توصیه‏های اسلام در این‏باره آن است که تا حد امکان، خانواده همسر پاک و عفیف باشند؛ زیرا اخلاق و رفتار خانواده، جنبه‏های عقلی آن از لحاظ هوشمندی و کودنی و زمینه‏های اعتقادی آن، در زندگی جدید و نسل، اثر می‏گذارد.

از دیدگاه قرآن، زنان فقط وسیله ارضای غریزه جنسی نیستند، بلکه آفریدگار جهان آنان را به گونه‏ای آفریده که وسیله‏ای برای بقای نسل و حفظ حیات نوع بشر و مرکز ثقل پرورش و تربیت فرزندان صالح و شایسته باشند:

»نِساؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ فَأْتُوا حَرْثَکُمْ اَنّی شِئْتُمْ وَ قَدّموا لاَِنْفُسِکُمْ«

زنان شما، محل بذرافشانی شما هستند؛ پس هر زمان که بخواهید، می‏توانید نزد آنان بروید و (سعی نمایید از این فرصت بهره گرفته، با پرورش فرزندان صالح) اثر نیکی برای خود، از پیش بفرستید!

قرآن‏کریم در این آیه شریفه، زنان را تشبیه به کشتزار نموده و می‏فرماید: «نِسائُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ؛ زنان شما مانند کشتزاری برای شماها هستند». زیرا کشتزار است که بذر را پرورش می‏دهد و به ثمر می‏رساند. «

در اینجا ممکن است این سؤال مطرح شود که اسلام نسبت به زنان بی‏احترامی کرده و آنان را از مقام انسانی؛ تنزّل داده است. ولی غافل از این که با طرح این مسئله معلوم می‏شود قرآن بقای نسل بشر را منوط به وجود زن می‏داند و معتقد است اگر زن نبود، بذر مردان بزرگی که تاریخ بشر و دنیا را عوض کرده‏اند، به ثمر نمی‏رسید.

نطفه، ماده اولیه تشکیل دهنده جنین از جنبه‏ها و خصایص وراثتی والدین و حتی اجدادشان متأثر است. اگر آنها ناسالم باشند، امیدی به اصلاح فرزند نیست؛ مگر در مواردی بسیار نادر.

اگر خانواده را به درختی تشبیه کنیم، فرزندان به منزله بار و بر آن هستند و اگر به یک زمین تشبیه نماییم، فرزندان به منزله گیاهان آن می‏باشند، و روشن است که هر درختی میوه سالم و شیرین نمی‏دهد و هر زمینی لاله و سنبل برنمی‏آورد.

برخی از درختان میوه تلخ و ناسالم و بعضی از زمین‏ها خار و خس می‏پرورانند.

قرآن‏کریم دراین‏باره می‏فرماید: «والبلد الطیب یخرج نباته بأذن ربه و الذی خبث لایخرج الّا نکدا کذالک نصرف الآیات لقوم یشکرون»

گیاه سرزمین پاک به فرمان پروردگارش می‏روید، و زمین‏های ناپاک (گیاه آن) جز به سختی در نیاید، بدینسان آیه‏ها را برای گروهی که سپاس می‏دارند گوناگون می‏کنیم.

و نیز در آیه‏ای دیگر می‏فرماید: «مگر ندیدی خدا چگونه مثلی زد، سخن نیک همانند نهال نیک است که ریشه‏اش در زمین و شاخه‏اش در آسمان است، همیشه به اذن پروردگارش میوه می‏دهد.

خداوند برای مردم این گونه مثل می‏زند، تا شاید پند و اندرز گرفته و متذکر گردند.

آری، زمین شوره، سنبل برنیارد!.

در خانواده‏های اصیل و شریف کمتر اتفاق می‏افتد که فرزندان ناصالح و نانجیب پرورانیده شوند و در خانواده‏های غیراصیل و ناصالح، کمتر اتفاق می‏افتد که فرزندان صالح و نجیب، پرورش یابند.

اصالت و شرافت خانوادگی از آن جا حائز اهمیت است که می‏تواند در ردیف معیارها درآید و در بسیاری از موارد، به عنوان یک معیار اطمینان‏بخش مورد استفاده قرار گیرد.

وقتی انسان مشاهده می‏کند در خانواده‏های اصیل و شریف، اکثر افراد، دارای شخصیت مقبول و دوست داشتنی‏اند، به طوری که کمتر نقطه ضعفی در آنها پیدا می‏شود و اگر هم پیدا شود، آن قدر نقطه قوت در آنها هست که جبران آن ضعف را می‏کند و به طور کلی آن را می‏پوشاند، چرا از اصالت خانوادگی به عنوان یک معیار مورد اطمینان استفاده نکند.

در نهج البلاغه نامه‏ای است که امام علی (ع) در پاسخ خودستایی‏های «معاویه» نوشته و طی آن میان دو خانواده بنی‏هاشم و بنی‏امیه مقایسه کرده و نشان داده است که در برابر هر فضیلت و امتیاز و برجستگی در خانواده بنی‏هاشم، یک رذیلت و انحطاط در خاندان بنی‏امیه وجود دارد. حضرت در فرازی از آن سخنان می‏فرماید: در خاندان ما «پیامبر»(ص) است و در خاندان شما «ابوجهل» که کارش تکذیب حق بود.

ما «حمزه» شیر خدا داریم و شما ابوسفیان، شیر پیمان‏های باطل دارید. حسن و حسین، دو سرور جوانان بهشت از ماست و کودکان جهنم (فرزندان مروان) از شما.

«فاطمه»(س)، بهترین زنان عالم از ما و همسر «ابولهب» به نام ام‏جمیل که قرآن او را هیزم‏کش خوانده از شماست و از این قبیل چیزها که به نفع ما و به زیان شماست!»

دکتر آلکسیس کارل فرانسوی درکتاب «راه و رسم زندگی» از خانواده‏ای سخن می‏گوید که طبق آمار، اکثر افراد آن دزد و جانی و مدیر مراکز فساد و… بوده‏اند.

آری، کرمها و انگلها، همواره در لجنزار به وجود می‏آیند و رشد می‏کنند. خانواده شایسته و سالم، زمینه بسیار مناسبی برای پرورش فرزندان سالم و شایسته است و خانواده ناشایسته و ناسالم، زمینه بسیار مناسب برای پیدایش و بار آمدن فرزندان ناسالم و ناشایسته است.

به همین جهت است که برای تشکیل خانواده، حتما باید به دنبال آن شریکی برای زندگی بود که از سلامت جسمی و فکری و اخلاقی برخوردار باشد و در خانواده‏ای پاک و سالم پرورش یافته باشد.

به هر حال در ازدواج باید به انتقال ویژگی‏های پدر و مادر به فرزندان توجه نمود. چنان که پیامبر اکرم (ص) می‏فرماید: «تَزَوَّجوا فی الحِجرِ الصّالح فَانَّ العرِقَ دَسّاسٌ) با خانواده خوب و شایسته وصلت کنید؛ زیرا خون اثر دارد.

و نیز در روایتی دیگر می‏فرماید: «تَخَیَّروا لنُطَفکُم فَانکِحوا الاکفاءَ و انْکَحوا إلَیْهِم»

برای نطفه‏های خود گزینش کنید و با کسانی که همتای شمایند، ازدواج نمایید.

و همچنین درباره اهمیت این موضوع می‏فرماید: «تَخَیَّروا لِنُطَفِکُم فإنَّ النّساءَ یَلِدْنَ أشباهَ إِخْوانِهِنَّ و اخْواتِهِنَّ»

برای نطفه‏های خود گزینش کنید؛ زیرا، زنان بچه‏هایی همانند برادران و خواهران خود به دنیا می‏آورند.

زن و مرد باید در خانواده‏هایی رشد یافته باشند که پدر و مادری عاقل و دلسوز، با همه وجود در رشد و تعالی فرزند کوشیده باشند. بر خلاف خانواده‏هایی که والدین، فرزندان را به حال خود رها کرده و در پی هوی و هوسهای خود هستند و یا این که در کانون خانوادگی آنان بویی از محبت و احترام به شخصیت دیگران استشمام نمی‏شود. بنابراین، زن و مرد که در پی انتخاب همسر می‏باشند، باید سعی کنند تا حدی که برایشان میسر است با خانواده‏هایی شریف و اصیل وصلت نمایند و از ازدواج با خانواده‏های پست و فرومایه جدا خودداری نمایند؛ زیرا، غالبا با مشکلاتی روبه‏رو خواهند شد.

در خانواده‏های اصیل، والدین کوشیده‏اند از نظر اخلاقی و رفتاری برای فرزندان خود نمونه و الگو باشند و بدون تردید پدر و مادر صالح از نظر ارثی نیز سرمایه‏های بس گرانبهایی را به فرزندان خود انتقال می‏دهند.

افرادی که در خانواده‏ای اصیل رشد می‏یابند، سجایای اخلاقی را از پدر و مادر خود به ارث می‏برند و در برخورد با دشواریها و فراز و نشیبهای زندگی، هرگز از جاده درستی و راستی خارج نمی‏شوند.
بنابراین در انتخاب همسر باید دقت بسیاری نمود که از خانواده اصیل و نجیب، خوشنام و خوش‏سابقه باشد، و تنها به قیافه ظاهری و زیبایی و یا مدرک تحصیلی او اکتفا نشود؛ زیرا فرزندان، معمولاً وارث پیشینه‏های سوء خانواده و والدین خویشند.

۳- اخلاق نیکو
هرچه علم و تکنولوژى رشد مى‏کند، نیاز بشر به اخلاق افزایش مى‏یابد و لازم است به موازات آن دستورات عالیه اخلاقى پیامبران، کاملاً مورد عمل و نظر قرار گیرد؛ زیرا، دنیاى علم و صنعت، گرچه وسایل و ابزارهایى در اختیار بشر مى‏گذارد؛ ولى هیچ‏گونه، درباره عدم سوء استفاده از آنها راه‏حلى ارائه نمى‏دهد.

سیر صعودى آمار جرائم، جنایات، فساد، تبهکارى، قتل و خودکشى، متلاشى شدن خانواده‏ها و…، بیانگر این حقیقت است که اخلاق، که فلسفه بعثت انبیاء است «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» بر جامعه حکمفرما نباشد.

دانش و صنعت نمى‏تواند سعادت و آرامش بشر را تضمین و تأمین کند؛ بلکه استعمارگران، علم و صنعت را به نفع خویش استخدام نموده و میلیون‏ها نفر را بى‏خانمان مى‏کنند؛ چنان که مى‏کنند و حقوق حقه ملتهاى ضعیف را چه آسان پایمال مى‏سازند و آنان را به خاک و خون مى‏کشند…
تنها عاملى مى‏تواند روح سرکش انسان و غرایز طوفانى و عصیانگر وى را مهار کند و علم و صنعت را در راه آرامش عمومى و زندگى مسالمت‏آمیز به کار اندازد، اخلاق واقعى است که از ایمان حقیقى به خدا سرچشمه مى‏گیرد.

یکى از ویژگیهاى اساسى براى زندگى شاد، اخلاق نیک است. منظور از اخلاق نیک، تنها خنده‏رویى و خوش خلقى اصطلاحى نیست، زیرا خندیدن و … در بعضى مواقع، نه تنها مطابق اخلاق نیست، بلکه ضداخلاق است.
اخلاق هر انسانى تأثیر مستقیم در زندگى او دارد. این تأثیر در محیط خانواده محسوس‏تر و نقش‏آفرین‏تر است؛ زیرا مسائل عاطفى در خانواده بر مسائل دیگر غلبه دارد و محیط خانواده بیشتر بر مبناى خصوصیات اخلاقى اعضاى آن شکل مى‏گیرد، تا عوامل دیگر؛ ازاین‏جهت، اگر اعضاى خانواده از اخلاقى نیکو بهره‏مند باشند، محیط خانواده تبدیل به بهشتى سرورانگیز مى‏شود و چنانچه به بداخلاقى خو گرفته باشند، همواره خود را در جهنّمى سوزان گرفتار خواهند دید.
امام على(ع) مى‏فرماید: «بِحُسْنِ الاَْخْلاقِ یَطیبُ الْعَیْشُ» با خوش اخلاقى ، زندگى نیکو و مطلوب مى‏گردد.

ملکات فاضله و اخلاق کریمه است که باعث نشاط و شادابى در زندگى شده و دشواریها را برطرف و اضطرابها و نگرانى‏ها را از بین مى‏برد و بداخلاقى جسم و روح انسان را فرسوده مى‏کند و عامل مهم پیرى زودرس است؛ ازاین‏رو، پیامبر گرامى اسلام(ص) پیوسته در دعا چنین مى‏فرمود: «اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُبِکَ… مِنْ زَوْجَهٍ تُشیبُنى قَبْلَ اَوانِ مَشیبى»  خدایا! به تو پناه مى‏برم از همسرى که قبل از رسیدن پیرى، پیرم کند.

زندگى مشترک زناشویى، داراى فراز و نشیبهایى است که برخورد صحیح با آنها نیاز به روحیه‏اى قوى و اخلاقى پسندیده دارد. زن و مرد اگر از این مزیّت، بهره‏اى نداشته باشند، نمى‏توانند با تفاهم و همکارى متقابل بر مشکلات زندگى چیره شده، بار سنگین آن را به مقصد برسانند. چنانچه هر یک از طرفین از اخلاقى نیکو و رفتارى شایسته برخوردار نباشد، طرف دیگر هر چند خوش اخلاق هم باشد، زندگى به کامش تلخ خواهد شد.
از آنجا که اصلاح صفات ناپسند، در صورت ریشه‏دار بودن آنها، نیاز به تلاش طاقت‏فرسا و زمانى طولانى دارد، باید از همان ابتدا به صفات اخلاقى همسر توجّه کرد، تا در سایه انتخاب همسرى خوش‏اخلاق، زندگى سعادتمندانه‏اى پى‏ریزى شود.
به طور کلى منظور از اخلاق نیک، این است که انسان آراسته به صفات، عادات، خُلق و خوهاى پسندیده، فضائل، کمالات و اعمال و رفتار نیکو بوده و از صفات زشت، بیماریهای اخلاقى و… دور باشد.

زندگى زن و مرد در محیط خانوادگى احتیاج به اخلاق دارد؛ زیرا تنها در پرتو قانون نمى‏توان زندگى کرد.
قرآن‏کریم از پیامبر گرامى اسلام(ص) به عنوان صاحب «خُلق عظیم» یاد نموده و مى‏فرماید: «انّک لعلى خلق عظیم» تو بر خلق و خوى بزرگى هستى. خداى سبحان هیچ کس را به این عظمت نستوده است. پیامبر(ص) را با عنوان نیکوترین انسان ستایش مى‏کند. در تبیین این محور مهم از رسول‏اکرم(ص) چنین نقل شده است: «معیار خُلق نیکو، خلق الله است»  یعنى آن کسى خلق نیکو دارد، که متخلق به اخلاق الهى باشد. نیکوترین نامها و صفات، از خداست. چه رنگى نیکوتر از رنگ خدایى شدن. نیکوترین جلوه‏اى که انسان مى‏تواند به خود بگیرد، مظهر جلوه‏هاى الهى شدن است که انسان، خلیفه و جانشین صفات خدایى شود. زیرا جانشین باید به نشانه‏هاى خداوندى متصف باشد. اگر خداى متعال عطوف، رؤف، رحیم، علیم، کریم، عزیز، حکیم و غفور است، جانشین او نیز نشانى از این صفات باید داشته باشد. اینها جلوه‏هاى صفات الهى است که در بنده مؤمن و خالص او تجلى‏نموده است. این اصل، نه تنها عامل تحکیم خانواده و زندگى زناشویى است، بلکه یکى از مهم‏ترین عوامل براى تربیت نسل سالم، چه در دوران جنین و شیرخوارگى و چه در دوران کودکى مى‏باشد.
در روایات اسلامى از ازدواج با افراد بداخلاق نهى شده و خوش‏اخلاقى یکى از شرایط همسر شایسته محسوب شده است.
در روایتى از امام باقر (ع) نقل شده که فرمود: پدرم، امام سجاد(ع)، در یکى از مواقف حج به زنى برخورد که «اخلاق نیکش» آن حضرت را جذب کرد، سؤال کردند این زن داراى همسر است؟ گفتند: خیر؛ پدرم بدون این که از حسب و نسب وى تحقیق کند، از او خواستگارى کرد، و این خواستگارى منجر به ازدواج با او شد.

فردى از انصار از داستان آگاه شد، ازدواج به این سادگى براى او بسیار سنگین و گران آمد، به نظر آورد ممکن است آن زن فردى بى‏اصل و نسب باشد، و علت سرزنش نسبت به امام چهارم شود.
مدتى در مقام جستجو برآمد و معلوم شد آن زن از طایفه شیبان است، خدمت امام چهارم(ع) رسید و جریان را با آن حضرت در میان گذاشت که خدا را شکر همسر شما از فامیلى معروف و محترم است، آن حضرت فرمودند: من شما را خردمندتر از این مى‏دانستم که به این امور پایبند باشى، مگر نمى‏دانى خداوند عزّوجلّ به برکت اسلام پستى‏ها را برداشت و نقصها را جبران فرمود، بزرگوارى و کرامت را جایگزین پستى و دنائت نمود، اینک مسلمان در هر موقعیتى باشد، محترم است و او را پستى نیست، لئامت و خسّت از آنِ جاهلیت است و بس.

حسین بن بشار واسطى» به امام رضا(ع) نامه نوشت که یکى از بستگانم خواستار ازدواج با من است، ولى بداخلاق است؛ حضرت فرمود: «اگر اخلاقش بد است، با وى ازدواج نکن.»

بنابراین، خوش اخلاقى همسر، نقش مؤثرى در زندگى انسان دارد و باید مورد توجه کامل قرار گیرد؛ زیرا آنچه مایه سازش و تحکیم روابط است، حسن خلق است، نه امور مادى، مانند ثروت و زیبایى.
همسرِ بداخلاق و ناسازگار، مایه غم و اندوه و کدورت گردیده، طراوت و شادابى را از طرف مقابل مى‏رباید. البته ناگفته پیداست اخلاق سوء و خشونت در کانون خانواده، در روحیه همه افراد اثر نامطلوب دارد.

۴- سلامت عقل و تفکر
بعد از دیندارى، اصالت خانوادگى و اخلاق نیک، «سلامت عقل» از مهم‏ترین شرایط یک همسر شایسته محسوب مى‏شود. تدبیر امور زندگى و پیمودن راه سعادت و درستکارى و برطرف نمودن مشکلات زندگى مشترک کار ساده‏اى نیست.

متأسفانه بسیارى از افراد، مقیّدند که همسر زیبا داشته باشند، در صورتى که زیبایى در آمار جهانى بهداشت، فقط ۲۵ نمره دارد در حالى که به تفکر و اندیشه ۳۰۰ نمره داده‏اند. در مورد عروس‏خانم همیشه مى‏پرسند: آیا زیبا هست، یا نیست. زیبایى دوره محدودى دارد، ولى ما نمى‏توانیم نقش بى‏بدیل تفکر و تعلیم و تربیت را انکار کنیم.

برخى افراد در ازدواج جایى براى تفکر باز نگذاشته‏اند. اولین چیزى که در تفکر جلوه‏گر مى‏شود، عامل هوش است. زندگى با یک فرد کم‏هوش، بسیار مشکل است. ممکن است بپرسید: چگونه مى‏شود هوش یک نفر را قبل از ازدواج تشخیص داد؟ پاسخ بسیار آسان است. افرادى که درجه هوشى خیلى پایین دارند، کاملاً در رفتار و کردارشان مشخص است، پختگى لازم را ندارند، قدرت تشخیصشان ضعیف است. عامل دیگر تشخیص هوش، تفکر انتزاعى است. «انتزاع کردن» یعنى: بیرون کشیدن، و تفکر انتزاعى یعنى، توانایى استنباط و درک مفاهیم از موقعیت‏هاى کلى؛ این نوع تفکر ابعادش بسیار گسترده است، افرادى که تفکر انتزاعى دارند، خیلى زود شما را مى‏فهمند. لازم نیست که دائم برایشان تکرار کنید. بُعد دیگرش، تفکر حل مسئله‏اى است، تفکرى که در آن انسان مى‏تواند مسائل خودش را حل کند. کسانى که این نوع تفکر را ندارند، همیشه دور خودشان مى‏چرخند، گیجند، پیوسته مى‏پرسند چه گفتى، یعنى چه، منظورت چه بود؛ کسى که این نوع تفکر را ندارد، شایسته گزینش همسرى نیست.

گاهى اوقات افراد از روى ترحم با فردى ازدواج مى‏کنند که از نظر هوشى در سطح پایینى است، مى‏خواهند ایثار کنند، ولى سخت در اشتباهند. زندگى با افراد کم هوش، بسیار مشکل است. کسى که تفکر و هوش خوبى دارد، کیفیت فراوان در مدیریت دارد زیرا یکى از ارکان اصلى مدیریت، تفکر خوب است.

طبق بررسى‏ها و مطالعات آسیب‏شناسى خانواده، اصلى‏ترین علت اختلافات خانوادگى، سردى‏ها و بى‏رغبتى‏ها، اخمها و قهرها، بى‏تفاوتى‏ها و افسردگى‏ها، بدزبانى‏ها و تندى‏ها، طردها و فرار از خانه، پریشانیها، گاه اختلالات روانى، برخى آسیب پذیرى‏هاى رفتارى و کژروى‏هاى اجتماعى «همسران» و سرانجام طلاق و جدایى، و ریشه اصلى تمام ناسازگاریهاى زناشویى، عدم تناسب در «عقل و اندیشه» بین زوجین مى‏باشد. بنابراین، با توجه به مشخصات افراد از نظر عقل و هوش، باید زن و مرد در انتخاب همسر، کسى را به عنوان همسر در زندگى مشترک خویش انتخاب کنند که با همدیگر تناسب داشته باشند تا در زندگى دچار مشکلات نشوند.
شریعت اسلام براى جلوگیرى از ضایعات احتمالى که در اثر وراثت پیش مى‏آید، تأکید مى‏کند که برخى از ازدواجها صورت نپذیرد. اسلام افراد را از ازدواج با انسان «احمق» که از نظر هوشى عقب‏مانده است، برحذر مى‏دارد. چنان که امام صادق(ع) مى‏فرماید: «ایّاکم و تزویج الحَمقاء فَانَّ صُحبَتَها بَلاءٌ و ولدها ضیاع» بپرهیزید از ازدواج با «احمق»! زیرا، مصاحبت و زندگى با او بلاست و فرزندانش نیز تباه مى‏شوند. و نیز فرمود: «عقل چیزى است که خداوند رحمان به وسیله آن پرستش و عبادت مى‏شود و بهشت به وسیله آن به دست مى‏آید.»

۵-زیبایى و شادابى‏
همسرى که از چنین صفاتى برخوردار باشد، غالباً ضامن جلوگیرى همسرش از انحرافات و چشم‏چرانى‏ها مى‏گردد و معمولاً این موضوع با خوش‏اخلاقى همراه است؛ زیرا زیبارویان در اغلب موارد داراى اخلاق ملایم و جذاب مى‏باشند.
زیبایى یک امتیاز است و در شیرینى و سعادت «زندگى زناشویى» تأثیر به سزایى دارد. البته چند نکته درباره این شرط (لزوم زیبایى و شادابى) درخور توجه است:

الف) گرچه زیبایى ظاهر و تناسب اندام را در انتخاب همسر نمى‏توان نادیده گرفت، ولى این مسئله نباید به عنوان بزرگترین هدف و معیار ازدواج محسوب شود، به گونه‏اى که دیگر معیارها را تحت‏الشعاع قرار دهد، بلکه هنگام انتخاب همسر باید هر دو بُعد زیبایى «زیبایى ظاهرى یا تناسب اندام» و «زیبایى باطنى یا معنوى، مانند ایمان، تقوا، حیا، و…» ترکیب شود و به همه آنها اصالت داده شود که در این صورت زندگى مشترک، یک عمر گلستان مى‏شود.

پیامبر اسلام(ص) براى اطمینان خاطر مرد از زیبایى زن، وى را مجاز دانست که قبل از ازدواج، همسرش را ببیند، تا خاطر وى از نظر زیبایى و دلپسندى زن مطمئن گردد. آن حضرت دراین‏باره مى‏فرماید: «بهترین زنان شما، زیبا چهره‏ترین آنهاست.»
و در روایت دیگر فرمود: «أَفْضَلُ نِساءِ أُمَّتى أَصْبَحُهُنَّ وَجْهاً وَأَقَلُّهُنَّ مَهْراً»  برترین زنان امت من زنى است که زیبائى‏اش بیشتر و صداقش کمتر باشد. البته زیبایى ظاهرى باید در کنار دیگر صفات و معیارها، مورد توجه و بررسى قرار گیرد، نه به طور مستقل. زیبایى و تناسب اندام بدون تدیّن و شرافت خانوادگى و…، آفتى است خطرناک و بلایى است رسواگر که اگر بر مبناى ارزشهاى الهى پیوند نخورد، به زودى ناپایدار خواهد بود. پیامبر اکرم (ص) مى‏فرماید: «مَن تَزَوَّج إمْرَأه. .. لِجَمالِها، رأى فیها ما یَکْرَهُ» کسى که (فقط) به خاطر زیبایى زنى با او ازدواج کند، در او امور ناخوشایند خواهد دید.

و همچنین فرمود: «إیّاکم و خَضْراءَالدِّمنِ، قیلَ: یا رسول اللَّه و ما خَضراءُ الدِّمَنِ؟ قال: المَرأه الحَسناءُ فى مَنبِت السُّوءِ»  از خضراء الدمن (گیاه روییده در میان کثافات) بپرهیزید. گفته شد: اى رسول خدا! خضراءالدمن چیست؟ فرمود: زن زیبارویى که در خانواده‏اى فاسد رشد کرده است.
در یک انسان آنچه اصالت دارد، انسانیت و اخلاق و دیندارى است و آن ازدواجى میمنت و برکت دارد که به خاطر این امور انجام بگیرد و تداوم پیدا کند؛ اما آن ازدواجى که به خاطر مال و جمال باشد، از دیدگاه اسلام، برکت و میمنتى ندارد. به همین جهت است که وقتى شخصى خدمت پیامبر اکرم(ص) آمد و در امر ازدواج مشورت کرد، حضرت به او فرمود: «عَلَیْک بِذاتِ الدِّین تَرَبت یَداکَ»  بر تو باد که همسر دیندار اختیار کنى، دستهایت نیازمند خداوند باد.

جالب این است که رهبران اسلام، به افرادی که در انتخاب همسر، اصالت را به دیندارى مى‏دهند نه زیبایى ظاهرى، وعده مال و جمال داده‏اند. چنان که در روایتى از امام صادق(ع) نقل شده که مى‏فرماید: «اِذا تَزَوَّجَ الرَجُلُ المَرأه لِجَمالِها أو لِمالِها وُکِّلَ إلى ذلِکَ، وَإذا تَزَوَّجَها لِدینِها رَزَقَهُ اللّهُ الجَمالَ وَالمال»   هرگاه مرد، زنى را به خاطر زیبایى و ثروتش به همسرى برگزیند، به همان واگذار مى‏شود(و معلوم نیست که به آنها برسد) و هرگاه او را به خاطر دینش به همسرى برگزیند، خداوند زیبایى و مال، روزى او مى‏سازد.

ب) گرچه زیبایى «ظاهرى، معنوى، فرهنگى و…» امرى پسندیده است و در انتخاب همسر باید مورد توجه قرار گیرد، ولى نباید از حد معمول تجاوز کند و به صورت «مشکل پسندى» درآید و انسان را از ازدواج به موقع باز دارد، بلکه اگر از زیبایى نسبى برخوردار بودند و دین و اخلاق یکدیگر را پذیرفتند، بهتر است بعد از تحقیقات و شناخت کافى «در همه زمینه‏ها» از یکدیگر، با توکل بر خداوند و راهنمایى والدین، با همسر مورد نظر ازدواج نمایند و مطمئن باشند که عقل و ایمان و اخلاق نیک و خانواده اصیل و با شرافت، بسیارى از کمبودها را جبران خواهد نمود.

ج) بهتر است زن و مرد در مراسم خواستگارى، با اجازه و رضایت والدین، یکدیگر را ببینند و واقعیتها را به هم بگویند. براى شناخت لازم و تشخیص زیبایى و شادابى همسر مورد نظر، شایسته است مرد، مادر یا خواهر و یا یکى از خویشان نزدیک و مورد اعتماد را براى دیدن انتخاب کند و بفرستد تا زن مورد نظر را خوب ببینند و ویژگى‏هایش را براى او توضیح دهند.
امام خمینى(ره) فرمود: «هر یک از زوجین مى‏توانند «در مراسم خواستگارى» مستقیماً از یکدیگر درباره هم تحقیق کنند، مشروط به آن‏که این تحقیق مستلزم حرام نباشد. هر یک از زوجین مى‏توانند بدن دیگرى را با شرایط زیر به منظور تحقیق، ببینند:
۱- نگاه به قصد لذت و ریبه نباشد؛
۲- ازدواج متوقف بر این نگاه باشد؛
۳- مانعى از ازدواج این دو در میان نباشد…؛
۴-بهتر است این دیدن از روى لباس نازک باشد؛
۵- باید این نگاه آخرین تحقیقى باشد که هر یک از زوجین انجام مى‏دهندو….»

بنابراین، صحبت کردن زن و مرد به قصد لذت، یا خلوت کردن آنها در محیط بسته و یا نگاه کردن به قصد لذت و یا لمس کردن یکدیگر، حرام است و باید از آن اجتناب کنند.

۶- تناسب سنى و تحصیلى
در انتخاب همسر توجه به همتایى و تناسب در سن نیز لازم است. تفاوت سن بلوغ جنسى در دختر و پسر، یک امر طبیعى است، پسر حدود چهار سال دیرتر از دختر به بلوغ جنسى مى‏رسد.از این‏رو، باید تفاوت سن آنها در امر ازدواج نیز حداقل به همین مقدار باشد (پسر بزرگتر باشد) بهتر است چنین باشد، ولى الزامى نیست. اگر در بقیه موارد یادشده تناسب وجود داشته باشد، ولى تناسب سنى وجود نداشته باشد، مثلاً زن و شوهر هم‏سن باشند و یا حتى زن یک سال نیز بزرگتر باشد، به شرط این که مرد وقوف و آگاهى کامل به این موضوع داشته باشد، مشکل خاصى ایجاد نمى‏شود. اما ازدواجهایى که اختلاف سنى زیاد وجود دارد، مثلاً فردى بیست سال از دیگرى بزرگتر است، اصلاً صلاح نیست.

به طور کلّى تناسب سنى و جسمى در زناشویى مسئله مهمى است و عدم توجه به آن عواقب ناگوارى را در پى دارد. سن زن و مرد در ازدواج از دو جنبه داراى اهمیت است:

۱- جنبه روانى: انسان در فرآیند رشد از نظر روانى، در سنین مختلف، داراى ویژگى‏هاى متفاوت مى‏باشد.

۲- جنبه فیزیولوژیکى: علاوه بر جنبه‏هاى روانى، ارضاى غرایز جنسى خود مسئله مهمى است.
سن ازدواج در شرایط جغرافیایى و اقلیمى مختلف، متفاوت است. معمولاً در مناطق گرمسیر، سن بلوغ و ازدواج پایین‏تر از مناطق سردسیر و کوهستانى است. مهم نیست که فرد در چه سنى بالغ مى‏شود، مسئله مهم این است که فرد احساس کند که از نظر فیزیولوژیکى و روانى نیاز به ازدواج دارد. تشخیص زمان مناسب ازدواج و فاصله سنى زوجین از سوى افراد تازه بالغ، مشکل است. در این مورد، استفاده از راهنمایى‏هاى والدین و مشاوران خانواده ضرورى است.
معمولاً چون دختران از نظر رشد بدنى و روانى از پسران جلوترند و رشد آنان سریعتر است و زودتر به سن تکلیف شرعى و بلوغ بدنى مى‏رسند، آمادگى بیشترى جهت انتخاب همسر و شروع زندگى زناشویى را دارند.

در روایات اسلامى، درباره سن ازدواج و فاصله سنى زن و شوهر، اشاره به موضوع بلوغ شده که طرفین در سنین پایین، یعنى اوایل بلوغ، ازدواج کنند و به همین علت در اسلام سن تکلیف شرعى دختران ۹ سال تمام قمرى و پسران ۱۵ سال تمام قمرى است و تفاوت سن دختر و پسر (در ازدواج) با در نظر گرفتن موقعیت جغرافیایى و عوامل فرهنگى متفاوت است. با توجه به تحقیقات انجام شده و بلوغ زودرس، در بعضى مناطق و موقعیتهاى مختلف جغرافیایى، فرهنگى، اقتصادى و…، بهترین سن ازدواج براى دختران ۱۶ الى ۲۰ سالگى و براى پسران ۱۸ الى ۲۳ سالگى مى‏تواند باشد و مناسب‏ترین فاصله سنى، در ازدواج بین ۱ الى ۵ سال است و اگر هم، سن آنها مساوى باشد و یا این که زن چند سال از مرد بزرگتر باشد، اشکالى ندارد. ولى، فاصله سنى «بین ۱ الى ۵ سال» از نظر روانشناسى و فیزیولوژى ارجحیت دارد. و این تفاوت بدین جهت است که زنها در اثر باردارى و زایمان و شیر دادن به کودک، غالباً از مردها زودتر پیر و فرسوده مى‏شوند و طراوت و شادابى خویش را از دست مى‏دهند. زن اگر چند سالى از شوهر کوچکتر باشد، مدت بیشترى مى‏تواند نظر شوهر را به خود جلب کند و تمایلات روحى، روانى و جنسى او را ارضاء نماید؛ در نتیجه، براى همیشه صلح، صفا، دوستى، عشق و محبت در کانون گرم خانوادگى آنان حاکم خواهد شد.

نکته شایان توجه این است که در امر ازدواج شرط سنى در اسلام مطرح نیست که مثلاً اگر زوجین توافق سنى نداشتند، عقد ازدواج باطل باشد، اما باید سن زوجین تفاوت فاحش نداشته باشد؛ زیرا تجربه نشان داده است که بسیارى از درگیرى‏ها و اختلافات ناشى از تفاوت فاحش سنى بین زن و مرد است. چه بسا یکى از طرفین به خاطر کمى سن و کم‏تجربگى نمى‏تواند دیگری را تحمل کند و یا احیاناً آن که از سن بالایى برخوردار است، از لحاظ غریزه جنسى ضعیف باشد و نتواند دیگرى را که قوى است، ارضاء و اشباع نماید. اینجاست که اگر ایمان کافى در طرف مقابل نباشد، به اعمال خلاف عفت روى مى‏آورد و اساس خانواده را در هم مى‏ریزد و حیثیت خانواده یا طایفه‏اى را در معرض خطر قرار مى‏دهد. از این‏رو، این که احیاناً ثروتمندان در دوران کهولت سنى و تحلیل قُوى در صدد ازدواج با دوشیزه‏اى برمى‏آیند و دوشیزگانى هم به طمع مال و ثروت آنان حاضر به ازدواج با آنان مى‏شوند کار صحیحى نیست و تحقیقات نشان داده است که در موارد قابل توجه‏اى این گونه ازدواجها مفاسد و خطرهایى در پى داشته است؛ پس باید از این ازدواجها جداً پرهیز شود.
همچنین یکى دیگر از معیارهایى که باید در ازدواج در نظر گرفته شود، تناسب تحصیلى است. بسیار خوب است که زن و شوهر از نظر معلومات و تحصیلات علمى، خیلى با هم فاصله نداشته باشند و در ردیف یکدیگر باشند تا تفاهم بیشتر در زندگیشان به وجود آید. بنابراین، زن و مردى که تحصیل کرده و دانشگاهى است، نمى‏تواند با فردى غیرتحصیل کرده یا کم سواد ازدواج نماید. البته پذیرش این امر در مدت کوتاهى امکان‏پذیر است، ولى در درازمدت تنش‏ها و اختلافاتى بین آنها آشکار خواهد شد. به هرحال، یکى از چیزهایى که باید در ازدواج رعایت شود، فاکتورهاى حرفه‏اى است. بنابر این سطح تحصیلات و سطح حرفه (شغل) در زندگى زناشویى بسیار مهم است. چنان که تحقیقات و تجربه نشان داده است که کسانى که با هم‏ردیفان خود از نظر تحصیل و شغل ازدواج کرده‏اند، در زندگى خانوادگى از موفقیت بیشترى برخوردارند.

۷- عفاف و پاکى از آلودگى‏ها
«عفاف» با فتح حرف اول، از ریشه «عفت» است و لغت شناسان در باره آن گفته‏اند:
«و اصله الاقتصار على تناول الشى‏ء القلیل»؛ عفاف اکتفا ورزیدن به بهره‏مندى کم و شایسته است.
در مجمع‏البحرین آمده است: «عف عن الشى‏ء، اى امتنع عنه فهو عفیف»

عفاف از چیزى ورزید، یعنى: از آن امتناع ورزید؛ پس او عفیف است.
و ابن منظور در لسان‏العرب در این باره مى‏نویسد: «العفّه: الکف عما لایحل و لایجمل»

عفت: خویشتن‏دارى از آنچه که حلال و زیبا نیست.
صاحب اقرب‏الموارد «عفت» را این‏گونه معنا نموده است: «عف الرجل: کف عما لایحل و لایجمل قولا او فعلا و امتنع»  عفاف ورزید، یعنى: در گفتار و کردار، از آنچه که حلال نیست، دورى جست و خویشتن‏دارى نمود. همچنین در قاموس، «عفت» را به معناى کف خودنگهدارى از محرمات و زشتیهاست که با زیباگزینى منافات دارد، معنا مى‏کند.
در تفکر اسلامى، عفاف واژه‏اى با بار معنایى خاص برگرفته از آیات و روایات، و گونه‏اى منش است همراه با کنش رفتارى و گفتارى.

مرحوم نراقى در معراج‏السعاده مى‏نویسد: عفت عبارت است از: مطیع و منقاد شدن قوه شهوانیه از براى قوه عاقله که در اقدام به خوردن و نکاح و حدود اوامر الهى را به لحاظ کمى و کیفى؛ نگهدارد، عفت همان اعتدال عقلى و شرعى است و افراط و تفریط در آن مذموم است؛ پس در تمامى اخلاق و احوال، حد وسط و راه میانه «عفت» است.

روشن است که استحکام خانواده که اولین و بنیادى‏ترین تشکّل اجتماعى یک جامعه به شمار مى‏آید مرکز عشق و امید و بستر شکفتن آرزوهاى جوانان است، تنها، با پاسدارى از عفاف و پاکدامنى، درخشش و بالندگى لازم را پیدا مى‏کند؛ زیرا اگر در جامعه‏اى عفاف و پاکدامنى به صورت کامل رعایت گردد و تمتعات جنسى به محیط خانواده محدود گردد، جوانان به ازدواج روى آورده و خانواده‏هاى تشکیل‏شده نیز ثبات بیشترى مى‏یابند؛ ولى اگر بى‏بند و بارى و بى‏عفتى در جامعه رواج یابد و بهره‏بردارى‏هاى جنسى در خارج از محیط خانواده میسر گردد، جوانان زیر بار مسئولیت‏هاى ازدواج نرفته و خانواده‏هاى تشکیل‏شده نیز متزلزل مى‏شود. بنابراین، باضرس خاطر باید گفت: رعایت عفاف در رفتار و گفتار، خانواده را سالم و آسیب‏ناپذیر نگه مى‏دارد. بنابراین، یکى از شرایط شایسته و لازم در انتخاب همسر آن است که آلوده به فحشاء و مبتلا به انواع مواد مخدر و مشروبات الکلى نباشد.

امروزه نقش زیانبار این آلودگى‏ها در ویرانى خانواده‏ها و نابودى نسل جوان بر همگان روشن است و در ضمن، آثار زیانبار اینها در تولد فرزندان ناقص‏العقل و عقب‏افتاده نیز ثابت شده است، ازاین‏جهت، شریعت اسلام از پیوند زناشویى با مبتلایان به مواد مخدر و دیگر مسکرات برحذر داشته است.
در دستورالعمل‏هایى که از پیامبر اکرم(ص) و پیشوایان معصوم (ع) رسیده، به لزوم رعایت این تناسب بسیار تأکید شده است.
از نظر اسلام با کسى که مرتکب شرب خمر مى‏شود نباید ازدواج کرد. چنان که پیامبر اسلام(ص) مى‏فرماید: «شارب الخمر لایزوج، اذا خطب»  شرابخوار اگر خواستگارى کند، به او دختر داده نمى‏شود.

همچنین امام صادق(ع) مى‏فرماید: «من زوّج کریمته من شارب الخمر فقد قطع رحمها»  کسى که دخترش را به شرابخوار بدهد، با این کار خود قطع رحم کرده است.
شاید مراد از قطع رحم در این روایت این باشد که با این ازدواج سبب نازایى او شده است و یا مراد این است که او را از یک پیوند درست و ازدواج محکم و استوار محروم ساخته است.
امام رضا (ع) مى‏فرماید: «وَاِیّاکَ اَنْ تُزَوِّجَ شارِبَ الْخَمْرِ، فَاِنْ زَوَّجْتَهُ فَکَأَنَ‏ما قَدَّمَتْ اِلَى الزِّنا»  بترس از این که دختر به شرابخوار بدهى، که اگر او را به چنین تبهکارى شوهر دهى، گویا آن عفیفه کریمه را به زنا داده‏اى!!

آرى، آن که پاى‏بند به واجبات الهى نیست، و از فسق و فجور پرهیز ندارد، و آن‏که از اخلاق نیک بهره‏ای ندارد، و آلوده به بداخلاقى است، و از عقل و فکر لازم بهره ندارد، و آن سست اراده‏اى که از مشروبات حرام پرهیز ندارد، اهلیت ندارد که دخترى پاک و مؤمنه که امانت الهى است به او سپرده شود، که نه تنها دختر ضایع مى‏گردد، بلکه فرزندان آنها متأثر از آثار سوء وجودى آن شوهر زشت‏کردار خواهند شد، که قبل از این که دانش بشر به این حقیقت برسد، حضرات معصومین (ع) این حقیقت را اعلام فرموده‏اند: «الْحَرامُ یبینُ فِى الذُّرِّیَّه»   آثار حرام در نسل آشکار مى‏گردد!!
از این روایات مى‏توان فهمید که چون شرابخوار، هتک حرمت فرمان خداوند کرده و به آن بى‏اعتنایى نموده و دست به سرکشى و طغیان زده است، نسبت به همسر و فرزندانش نیز چنین خواهد کرد، حرمتشان را خواهد درید؛ حقوقشان را ادا نخواهد کرد و موجبات آزار و اذیتشان را فراهم خواهد ساخت و صفات رذیله و ناپسند او چنان که گذشت به همسر و فرزندانش منتقل شده و فطرت پاکشان را آلوده خواهد کرد.

روشن است همان علتى که در شرابخوار، موجب سرکشى او شده و رابطه‏اش را با خدا و خانواده‏اش تیره و تار کرده است و او را مطرود جامعه ساخته است، در افراد معتاد، قاچاقچى، بى‏بندبار و لاابالى نیز وجود دارد؛ این افراد خود را پایبند به هیچ مقرراتى نمى‏دانند و به خاطر تأمین نیازشان دست به هر اقدام زشت و وقیح مى‏زنند؛ ارزشهای خانوادگى را زیر پا مى‏گذارند؛ حقوق همسر و فرزندان را رعایت و ادا نمى‏کنند، ازاین رو، ازدواج با این‏گونه افراد، ازدواج موفّقى نخواهد بود.

نکته‏اى که در پایان این نوشتار تذکر آن ضرورى به نظر مى‏رسد این است که معیارهاى دیگرى نیز از لابلاى روایات و آموزه‏هاى دینى فهمیده مى‏شود که باید افزون بر آنچه ذکر شد، مراعات گردد که فهرست‏وار به آنها اشاره مى‏شود.

دوشیزگى همسر، جهت نسل پرورى و زایایى او، پاکدامنى و عفت، درستکارى، و در صورت جامعیت معیارهاى ذکر شده، زیبایى، هزینه کردن درست و بجا و رعایت اقتصاد، نگهبانى از عرض و مال، میل به استقبال از همسر و مشایعت او در آمد و شد، همراهى و معاونت با همسر و… از جمله معیارهاى درجه دو در انتخاب همسر که اگر مراعات شود، زندگى بسیار شیرین مى‏شود.
رسول خدا(ص) فرمود: بهترین زنان شما زنى است که فرزندآور (ولود)، مهربان پاکدامن، نزد قوم خود عزیز و محترم، در مقابل شوهر متواضع و فروتن، آرایش کننده خود براى شوهر، بى‏اعتناء نسبت به دیگران، در خلوت مطیع فرمان شوهر و در اختیارش باشد و مثل بعضى از مردان مبتذل نباشد.

امید است با به کار بستن دستورات حیات‏بخش اسلام، شادى و خوشبختى به روى تمام زوجها، به ویژه جوانان عزیز آغوش گرمش را به نحو مطلوب بگشاید.

بدون برچسب

72 بازدید کل ، 1 امروز

  

تبلیغات

ارسال نظر

  • به یک بهشت خوش آمدید

    با در بهمن ۸, ۱۳۹۴ - 0 نظرات

    به یک بهشت خوش آمدید.‌

  • شلیک لیزر به آسمان برای بارش باران و باروری ابرها

    با در خرداد ۱, ۱۳۹۵ - 0 نظرات

    دانش پژوهان دانشگاه فلوریدای مرکزی معتقدند با شلیک یک لیزر بسیار پر توان به آسمان می توان ابرها را برای بارش باران و وقوع صاعقه بارور ساخت. به گزارش خبرگزاری مهر، دانشمندان می دانسته اند که چگالش آب و فعالیت رعد و برق در ابرهای توفانی با وجود میزان زیادی از ذرات بار دار ساکن مرتبط است. از نظر تئوری، تحریک این ذرات با لیزر یک عامل مهم در بارور سازی ابرها برای بارش است. […]

  • شفق قطبی چیست؟

    با در خرداد ۱, ۱۳۹۵ - 0 نظرات

      شفق قطبی (aurora) که به آن سپیده قطبی و نور قطبی هم می‌گویند یکی از پدیده‌های جوی بسیار زیبای کره زمین است. نورهایی بسیار زیبا و خیره‌کننده که در آسمان حرکت می‌کنند و معمولا شکل‌های منحنی‌مانندی دارند. آسمان تابان می‌شود و نقش‌هایی با رنگ‌ها و شکل‌های گوناگون در آن دیده می‌شود. این نقش و نگارهای رنگین گاهی دارای شکل کمان یکنواخت است، گاهی ساکن است و گاهی تپنده. گاهی متشکل از شمار زیادی پرتو […]

  • وجود یک هزار نوع مواد مخدر در جامعه

    با در خرداد ۴, ۱۳۹۵ - 0 نظرات

    رییس پلیس مبارزه با مواد مخدر فرماندهی انتظامی آذربایجان شرقی گفت: در حال حاضر بیش از هزار نوع مواد مخدر در جامعه وجود دارد. به گزارش مهر، رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر فرماندهی انتظامی استان آذربایجان شرقی در کارگاه آموزشی پیشگیری از اعتیاد ضمن اشاره به انواع مواد مخدر از جمله مواد اعتیاد آور طبیعی و مصنوعی گفت: در سال های گذشته ۴ نوع مواد مخدر وجود داشت ولی در حال حاضر نزدیک به […]

  • شاخص فلاکت چیست؟

    با در خرداد ۴, ۱۳۹۵ - 0 نظرات

    آخرین باری که مرکز آمار ایران نرخ بیکاری را اعلام کرده، تابستان امسال است. مرکز آمار پس از یک دوره متوالی مناقشه بر سر مرجع انتشار نرخ بیکاری، با تاخیری چندماهه، نرخ بیکاری دوره زمستان ۱۳۹۰ را ۱۴٫۱  درصد اعلام کرد.   بانک مرکزی نیز، انتشار آمار نرخ بیکاری را چندی است که «متوقف» کرده و مرجع اعلام نرخ تورم شده است. حال قرار است در این شرایط مبهم و با اطلاعات ناقص، چه اعدادی […]